این تأخیر معمولاً با عنوان Input Lag یا Input Delay شناخته میشود.
Input Lag فقط به خود موس یا کیبورد مربوط نیست. سیستمعامل، نرخ Polling، تنظیمات موس، USB، پردازنده، بازی، مانیتور و حتی تنظیمات گرافیکی میتوانند در میزان تأخیر نهایی نقش داشته باشند.
در این مطلب بررسی میکنیم چرا Input Lag ایجاد میشود و چه روشهایی برای کاهش آن در ویندوز وجود دارد.
برای دستیابی به حداکثر کارایی سیستم و جلوگیری از افت فریم ناگهانی در بازیهای سنگین، تنها پاکسازی فایلهای موقت کافی نیست؛ بلکه باید تنظیمات کارت گرافیک و پردازنده را نیز دقیقاً متناسب با نیازمندیهای بازی پیکربندی کنید. اگر تمایل دارید با روشهای مکمل و تکنیکهای کاربردی برای روانتر کردن گیمپلی آشنا شوید، مطالعه راهنمای جامع افزایش FPS و روانسازی بازیها میتواند دید بسیار جامعی درباره تثبیت فریمریت و بهینهسازی تنظیمات گرافیکی ویندوز به شما بدهد تا بدون نیاز به ارتقای سختافزار، بهترین خروجی را تجربه کنید.
Input Lag به فاصله زمانی بین انجام یک عمل فیزیکی و مشاهده نتیجه آن روی صفحه گفته میشود.
برای مثال، شما دکمه چپ موس را فشار میدهید و شلیک در بازی کمی بعد اتفاق میافتد. یا موس را سریع حرکت میدهید اما حرکت نشانگر یا نشانهگیر با تأخیر بسیار جزئی دنبال میشود.
البته باید توجه داشت که Input Lag یک عامل واحد نیست. تأخیر نهایی میتواند از چند بخش مختلف تشکیل شود:
تأخیر خود موس یا کیبورد
تأخیر انتقال داده از USB
پردازش ورودی توسط ویندوز
پردازش ورودی توسط بازی
تأخیر پردازش CPU و GPU
تأخیر نمایشگر
بنابراین برای کاهش آن باید زنجیره کامل ورودی را در نظر گرفت.
یکی از تنظیماتی که بسیاری از گیمرها هنگام بهینهسازی موس به آن توجه میکنند، Mouse Acceleration است.
در حالت شتاب موس، فاصله حرکت نشانگر فقط به مقدار حرکت فیزیکی موس وابسته نیست و سرعت حرکت دست نیز میتواند روی جابهجایی نشانگر تأثیر بگذارد.
به زبان ساده، ممکن است یک حرکت مشخص را یک بار آهسته و بار دیگر سریع انجام دهید و نتیجه دقیقاً یکسان نباشد.
برای کارهای روزمره این رفتار ممکن است مشکلی ایجاد نکند، اما در بازیهای رقابتی که Muscle Memory و حرکات دقیق اهمیت دارند، بعضی کاربران ترجیح میدهند حرکت موس تا حد امکان قابل پیشبینی باشد.
به همین دلیل غیرفعال کردن شتاب موس میتواند برای بعضی سبکهای بازی انتخاب مناسبی باشد.
این دو مفهوم گاهی با یکدیگر اشتباه گرفته میشوند.
DPI میزان حساسیت سنسور موس را مشخص میکند و به سختافزار و تنظیمات خود موس مربوط است.
اما Mouse Acceleration یک رفتار نرمافزاری است که میتواند سرعت حرکت دست را در نحوه جابهجایی نشانگر دخالت دهد.
بنابراین افزایش یا کاهش DPI بهتنهایی به معنی فعال یا غیرفعال کردن شتاب موس نیست.
برای گیمرهایی که به دقت حرکات اهمیت زیادی میدهند، معمولاً مهم است که DPI، Sensitivity بازی و رفتار Mouse Acceleration را جداگانه تنظیم کنند.
Polling Rate یا نرخ گزارشدهی مشخص میکند موس با چه فاصلهای اطلاعات موقعیت خود را به سیستم ارسال کند.
برای مثال:
125Hz → حدود هر 8 میلیثانیه
500Hz → حدود هر 2 میلیثانیه
1000Hz → حدود هر 1 میلیثانیه
هرچه نرخ Polling بالاتر باشد، سیستم اطلاعات ورودی را با فاصله زمانی کوتاهتری دریافت میکند.
البته این به معنی آن نیست که افزایش Polling Rate در همه سیستمها باعث افزایش محسوس عملکرد میشود. پردازنده، بازی، درایور و خود موس نیز در نتیجه نهایی تأثیر دارند.
در بعضی موسهای جدیدتر نیز Polling Rateهای بسیار بالاتر از 1000Hz وجود دارد، اما استفاده از نرخهای بالاتر میتواند مصرف منابع بیشتری ایجاد کند و الزاماً برای همه کاربران مزیت عملی قابلتوجهی ندارد.
در تئوری، افزایش نرخ گزارشدهی میتواند فاصله زمانی بین گزارشهای ورودی را کاهش دهد.
برای مثال، در 125Hz فاصله بین گزارشها حدود 8 میلیثانیه است، در حالی که در 1000Hz این فاصله به حدود 1 میلیثانیه میرسد.
اما این تنها یکی از بخشهای زنجیره Input است.
اگر بازی، CPU، GPU یا مانیتور شما تأخیر قابلتوجهی داشته باشند، افزایش Polling Rate بهتنهایی نمیتواند تمام Input Lag را حذف کند.
بنابراین بهتر است آن را بهعنوان یکی از روشهای بهینهسازی در نظر بگیرید، نه یک راهحل جادویی.
کیبورد نیز مانند موس یک مسیر پردازشی دارد.
زمانی که کلیدی را فشار میدهید، سیگنال باید توسط سختافزار کیبورد ثبت و از طریق USB یا ارتباط بیسیم منتقل شود، سپس سیستمعامل و نرمافزار مقصد آن را پردازش کنند.
در استفاده معمولی، این تأخیر اغلب قابل توجه نیست. اما در بازیهای ریتمیک، عناوین رقابتی یا شرایطی که واکنش سریع اهمیت دارد، کاهش تأخیر ورودی میتواند اهمیت بیشتری پیدا کند.
تنظیماتی مانند Key Repeat و بعضی قابلیتهای Accessibility نیز میتوانند روی نحوه رفتار ورودی کیبورد تأثیر بگذارند.
ویندوز تنظیمات مختلفی برای مدیریت موس و کیبورد دارد. بعضی از این تنظیمات برای دسترسیپذیری یا استفاده عمومی طراحی شدهاند و ممکن است برای یک گیمر حرفهای ایدهآل نباشند.
برای مثال، بعضی قابلیتهای مربوط به فیلتر یا تأخیر ورودی کیبورد ممکن است در شرایط خاص روی نحوه ثبت کلیدها تأثیر بگذارند.
به همین دلیل قبل از اجرای بازیهای رقابتی، بهتر است تنظیمات Mouse و Keyboard ویندوز را بررسی کنید و قابلیتهایی را که به آنها نیاز ندارید غیرفعال کنید.
اگر موس یا کیبورد شما از طریق USB متصل است، کیفیت و وضعیت پورت و درایورهای USB نیز میتواند در پایداری ورودی نقش داشته باشد.
در بعضی شرایط، اتصال مستقیم به پورت مادربرد میتواند نسبت به استفاده از هابهای USB ارزان یا شلوغ انتخاب مطمئنتری باشد.
همچنین بهتر است در صورت مشاهده مشکل، موس یا کیبورد را روی یک پورت دیگر امتحان کنید تا مشخص شود مشکل از خود دستگاه است یا اتصال.
این نکته بسیار مهم است.
گاهی کاربر تصور میکند موس کند است، در حالی که مشکل اصلی Frame Time یا تأخیر رندر بازی است.
برای مثال، اگر بازی با FPS پایین یا ناپایدار اجرا شود، ممکن است حرکت موس نیز کند یا سنگین احساس شود؛ حتی اگر خود موس هیچ مشکلی نداشته باشد.
همچنین V-Sync، تنظیمات گرافیکی سنگین، GPU یا CPU تحت فشار و بعضی قابلیتهای پردازش تصویر میتوانند روی تأخیر کلی سیستم اثر بگذارند.
بنابراین هنگام عیبیابی باید عملکرد موس را در خارج از بازی و داخل بازی مقایسه کرد.
بهترین روش این است که تغییرات را مرحلهبهمرحله انجام دهید.
ابتدا وضعیت Mouse Acceleration را بررسی کنید. سپس DPI و Sensitivity بازی را تنظیم کنید و در صورت پشتیبانی موس، Polling Rate مناسب را انتخاب کنید.
در مرحله بعد، تنظیمات کیبورد، USB و قابلیتهای غیرضروری ویندوز را بررسی کنید.
اگر همچنان احساس تأخیر دارید، سراغ بخشهای دیگر سیستم مانند FPS، Frame Time، V-Sync، مانیتور و درایور کارت گرافیک بروید.
این روش بهتر از آن است که دهها تنظیم مختلف را همزمان تغییر دهید؛ چون در این صورت مشخص نخواهد بود کدام تغییر واقعاً تأثیر داشته است.
برای کاربرانی که نمیخواهند تنظیمات مختلف ویندوز را بهصورت دستی تغییر دهند، ابزارهای آماده میتوانند فرایند بهینهسازی را سادهتر کنند.
مجموعه بهینهسازهای موس و ورودی شامل ابزارهایی است که بخشهای مختلف Input در ویندوز را هدف قرار میدهند؛ از تنظیمات مربوط به شتاب موس و پاسخدهی ورودی گرفته تا برخی Tweaks مرتبط با USB و کیبورد.
مزیت استفاده از چنین ابزارهایی این است که به جای جستوجوی تنظیمات مختلف در ویندوز و رجیستری، تغییرات موردنظر در قالب ابزارهای مشخص ارائه میشوند.
با این حال، بهتر است قبل از اعمال هر Tweak، توضیحات آن را مطالعه کنید و در صورت وجود گزینه Restore یا Reset، از قابلیت بازگردانی آن استفاده کنید.
بسیاری از تنظیمات Input در سطح ویندوز اعمال میشوند و بنابراین وابسته به یک برند خاص نیستند.
در نتیجه، اصول کلی کاهش Input Lag میتواند برای تجهیزات مختلف Logitech، Razer، Corsair، SteelSeries و سایر برندها قابل استفاده باشد.
البته امکانات سختافزاری هر موس و کیبورد متفاوت است. برای مثال، یک موس ممکن است از 1000Hz Polling Rate پشتیبانی کند و مدل دیگری قابلیتهای متفاوتی داشته باشد.
به همین دلیل بهتر است تنظیمات نرمافزاری را با مشخصات واقعی سختافزار خود هماهنگ کنید.
بسته به نوع تنظیم، ممکن است نیاز به راهاندازی مجدد سیستم باشد.
برخی تغییرات بلافاصله اعمال میشوند، در حالی که تغییرات مربوط به بعضی سرویسها، USB یا تنظیمات سیستمی ممکن است پس از Restart یا Sign Out و ورود مجدد به حساب کاربری فعال شوند.
اگر یک ابزار بعد از اعمال تنظیمات درخواست Restart کرد، بهتر است آن را انجام دهید تا نتیجه تغییرات بهدرستی اعمال شود.
Input Lag فقط به کیفیت موس یا کیبورد مربوط نیست. تنظیمات ویندوز، Mouse Acceleration، Polling Rate، USB، پردازش بازی، FPS، Frame Time و حتی نمایشگر میتوانند در تأخیر نهایی نقش داشته باشند.
برای بازیهای رقابتی، بهتر است ابتدا مشخص کنید تأخیر از کدام بخش ایجاد میشود و سپس همان قسمت را بهینه کنید.
غیرفعال کردن شتاب غیرضروری موس، انتخاب Polling Rate مناسب، بررسی تنظیمات کیبورد و کنترل عملکرد سیستم میتواند شروع خوبی باشد. اگر هم نمیخواهید این تنظیمات را بهصورت دستی انجام دهید، استفاده از ابزارهای تخصصی Input Lag میتواند فرایند را سادهتر کند.
در نهایت، هدف از بهینهسازی ورودی این نیست که صرفاً اعداد بیشتری در تنظیمات ببینیم؛ هدف این است که حرکت موس و فشردن کلید تا حد امکان سریع، دقیق و قابل پیشبینی به بازی منتقل شود.